عشق به پاکی شبنم |
|||
پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, :: 23:52 :: نويسنده : باران
شبی غمگین، شبی بارانی و سرد/ مرا درغربت فردا رها کرد دلم در حسرت دیدار او ماند/ مرا چشم انتظار کوچه کرد به من می گفت تنهایی غریب است/ ببین با غربتش با من چه ها کرد تمام هستیم بود و ندانست/ که در قلبم چه آشوبی به پا کرد خودش هرگز شکستم را نفهمید/ اگرچه تا ته دنیا صدا کرد... نظرات شما عزیزان: سلام من اهل تعریف و تعارف کردن نیستم هرکسی برای خودش دنیایی دارد و چهار دیواریی و با تعارف و تعریف کسی هم نه بدتر میشود و نه بهتر غرض از پیامم اینکه با سر زدن به وبلاگ من و خوندن مطالبش نه ميخوايد انرژي مصرف کنيد و نه ميخوايد پولي خرج کنيد فقط وفقط يخورده بياد امام زمانمون مي افتيد البته اگه واقعا مطالبم اين حس رو القا کنه منتظرتونم
آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |